voiceواژهنامه آزاداواز ، اعتراض، شفاهى ، صوتى ، واک ، صوت ، اوا ، باصدا بیان کردن ، ادا کردن، راى، صداى انسان ، گفتارى
امور خیریهواژهنامه آزادعملی در جهت سود عموم و یا گروهی از مردم که سود شخصی برای فرد خیر در بر نداشته باشد.
کتله خورواژهنامه آزادمکتله خور نام غاری است نزدیک شهرستان قیدار (خدابنده) که کتله یعنی قله و خور به معنی خورشید .قله خورشید تپه خورشید
وزمواژهنامه آزادvozm نام درخت زبان گنجشک که چوبی سخت و محکم دارد و از آن دسته ی داس و تبر و بیل و کلنگ می سازند
ووژووژونکواژهنامه آزاد(اصفهان، روستای هاردنگ) [Vozhvozhonk] مارمولک بزرگ که در بیابان دیده می شود. نوعی سوسمار که احتمالاً موقع حرکت صدای ووژووژ می دهد.
آذلهواژهنامه آزادāzela (آذِلَه ) پهن خشک گاو که برای سوخت استفاده می شود ... آذله وُرچین ā.vorčin کنایه از شخصی که از روی فقر پهن های خشک شده را جمع آوری می کند ...
lexisواژهنامه آزادواژگان. تمام واژه های یک زبان یا یک رشتۀ علمی و غیره. هم معنی با terminology و specialized vocabulary در انگلیسی.
ولقانواژهنامه آزادوولکان یا وُلکان (به لاتین:وولکانوس)، با نام مستعار مولسیبر، رب النوع آتش و فلزکاری، در اساطیر روم محسوب می شد. وی خدای سودمندی های آتش و همینطور خدای ممانعت کن