time lagواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) زمانلِک، لِکِ زمانی. از ریشۀ "لِک لِک کردن" به چَمِ "این دست آن دست کردن". هنگامی که دو چندی گیتیکی (کمیت فیزیکی) هم را دنبال
a brief history of timeواژهنامه آزادتاریخچه زمان ( نام کتاب معروف و پرفروش استیون هاوکینگ فیزیک دان برجسته بریتانیایی)
فهیمهواژهنامه آزادباهوش، دانا، فرزانه، دانشمند فهیم. دانا. مثل معنی اسمش فهمیده با فهم و شعور - فهمیده - با کمالات مونث فهیم
فهرانهواژهنامه آزادفهر به معنی سنگ زیرین آسیاب وفهرانه منسوب به آن استپنام دختر-فهران نام پسر از امرای طبرستان قدیم
فهالنجواژهنامه آزادنام روستایی است در بیست کیلومتری شهرستان طبس که آب ان از غنات بوده و هست قبلا نام این روستا فهاننج بوده مخفف (فهم ناجهون ) به معنای نجات یافتگان که اهالی این رو
تیتنوواژهنامه آزادتیتِنو /titeno/ = بازی کودکان در کنار رودخانه، به این ترتیب که ابتدا چند ریگ گرد و یهن پیدا می کنند و با خم کردن بدن، دست خود را تا سطح آب رودخانه پایین می آورن
کنهواژهنامه آزادکُنه روسری مستطیل شکل زنان یاسوجی کَنِه ( kane): در معنای علمی و بیولوژیک: کَنه ها از جانوران کوچک انگلی هستند. کنه ها بندپا هستند و از نظر علمی به دو گروه کنه