قراردادیواژهنامه آزادبه اعتبار قرارداد، مقررشده، تثبیتی، موقتی امر قراردادی: امری که به نحو قرارداد صورت می گیرد. کارمند قراردادی: کارمندی که طبق قرارداد کاری انجام می دهد، کارمند ی
قراملکواژهنامه آزادQəra malek/قراملک،از قدیمی ترین محله های تبریز که در جنوب این شهر واقع شده است. منطقه ای خوش آب و هوا با باغ های سرسبز
قرابواژهنامه آزادشهرک قراب دیناران، روستایی در دهستان دیناران در شهرستان اردل،استان چهارمحال وبختیاری