12 مدخل
کنایه از غیبت کردن غیبت کردن
فضولی و دخالت
(گنابادی) خِلْ؛ آب دماغ، آب بینی. || خَلَ؛ خاله، خواهرِ مادر.
خَلَأ (ع) جا و مکانی که در آنجا چیزی نباشد؛ مکان خالی، محل خالی (لسان العرب)
پرواز کردن