چخوییواژهنامه آزادچخویی به کارهایی که در داخل قنات انجام می شود می گویند مانند لایروبی،کف شکنی،چاه کنی ،پیشکار کنی و...در واقع مترادف مقنی گری می باشد
خاویز،خاییز،خییزواژهنامه آزادنام روستایی در شمال شرق بهبهان، خوب آویز،خوش آویز،جایی که همه جیز آویزان ووجود دارد
جخواژهنامه آزادجَخ؛ اکنون. مثال: «جخ از مادر نزادم من» (شاملو). با وجود این-با این حال-تازه (قدیمی، تا دهۀ 1340؛ محاورۀ کوچه-بازاری تهران، اصفهان، کاشان و...) «فرض کنیم که!».
پیشپایهواژهنامه آزادپیش+پایه هموگ(معادل) premise از جناب حیدری ملایری from Piš- "before; in front," from Mid.Pers. pêš "before, earlier," O.Pers. paišiya "before; in the presence o
پورواژهنامه آزاد(میمه ای) پور pör، پسر. حرف «و» غلیظ تر و به صورت ö تلفظ می شود. (میمه ای) پور pör، پسر. حرف «و» غلیظ تر و به صورت ö تلفظ می شود.
وادراواژهنامه آزاد(اصفهان، سده لنجان) وادِرا؛ این واژه همراه با «وِلو» می آید. «وِلو و وادِرا» [velo o vadera] به معنای آواره و هرزه گرد است.