82 مدخل
دُرگون؛ مثل گوهر.
اصل هر چیز
نتایجی که از درون فرایندی بدست می آید
کسی که به تزکیه جان می پردازد
انتصاب, مقداردهی کردن چیزی. مثال:مقدار دادن به حافظه خود به وسیله فکر کردن.