مانورچیواژهنامه آزادکارگر یا تکنسین مانور که در هنگام کوپل یا دکوپل ( جدا سازی و یا وصل کردن واگنها به یکدیگر) واگنهای قطار هماهنگی های لازم را با لکومتیو ران یا راهبر قطار انجام م
مانگروواژهنامه آزادگیاهی است که در جنوب ایران به آن حرا گفته می شود و در ناحیۀ جَزرومَدی دریا می روید و شوری آب دریا را تحمل می کند. گاهی بلندی آن به چند متر می رسد.
کمان گوشتواژهنامه آزادگیاه یا میوه ای شبیه به قارچ که در فصل بهار هنگام رعد برق به یکباره از زمین میروید مردم خطه سرسبز طالقان اعتقاد دارند این گیاه لذیذ باید در طالعشان باشد وگرنه ه