ناولیقواژهنامه آزاد(آذری) نولیق؛ محل رویش درختان بلند و تنومند که در قدیم به عنوان ناودانی یا حوضچه های آبخوری دام از آن ها استفاده می شد (نو، در واژۀ نولیق، به معنی ناودانی است).
ناکواژهنامه آزادمیوه ای که به زبان فارسی به آن گلابی گویند. که در زبان و ادبیات دری به آن ناک می گویند. میوۀ شیرین با طعم لذیذ و به رنگ زرد و ....
نائیریکاواژهنامه آزادزن دلير و جنگاور در اوستا همسر خوب و نيكو در زبان پهلوي بانوي پسنديده و دوست داشتني در فرهنگ ایران باستان، دختری زیبا و دانا که پس از مرگ، برشخص نیک گفتار و نیک