شوودونواژهنامه آزادشَوُوْدُون در گویش دزفولى به همان سردآب گفته میشود که لفظاً همان شبستان میباشد منتهى آن را بسیار عمیق حفر میکنند تا از گرماى تابستان موقع استراحت به آن پناه ببر
رژنوک(درزمان حال به معرب آن رجنوک تلفظ می شود)واژهنامه آزاد(رژ)با فتحه ریعنی ردیف (نو)مثل تلفظ تو بمعنی تازه یاجدید (ک)خلاصه شده کاریز یا چاه (ردیف جدیدی از حلقه های چاه کنده شده یا خلاصه قنات نو)
حد نصابواژهنامه آزادحداقل اعضای لازم برای رسمیت جلسه. || حداقل امتیاز یا مقدار لازم برای احراز چیزی. || معادل quorum در انگلیسی: the minimum requirement in the number of something
خوتکاواژهنامه آزادنوعی اردک وحشی و مهاجر که خوش خط و خال است و جثۀ کوچکی دارد. (نام علمی:Anas crecca) از اردکیان مهاجر است. این پرنده در اوراسیا تخم گذازی می کند و در فصل سرما به