یکواژهنامه آزادیِکَّ:(yekka) در گویش گنابادی یعنی تنها ، بی کس || یَکِ:(yake) در گویش گنابادی یعنی یکی ، یک کسی ، یک عدد
کلیکواژهنامه آزادک لیک:kilik:یک بند انگشت (رایانه و اینترنت) اشاره، یا ضربه ای آهسته به دکمه های موشواره (موس) رایانه؛ (اصطلاح جدید) پافشاری و اصرار بر شخصی یا امری بیش از حد
ریشاواژهنامه آزادریشا نام بوشهر کنونی در دوره هخامنشیان بوده که ساکنانش کیریریشا ایزدبانوی تمدن عیلام و همسرش ناپیریشا، خدای بزرگ لیان و عیلام را مورد ستایش قرار میدادند. برخ
آلیشواژهنامه آزادیک نوع رشته ورزشی که به آن کشتی با کمر بند هم می گویند که استانهای مازندران و گلستان و خراسان شمالی و به ویژه در چمازکتی قائم شهر طرفدران زیادی دارد
کوادواژهنامه آزاددستگاه کوآد یک دستگاه سادۀ آنالوگ برای تقسیم بندی تصاویر در سیستم مداربسته آنالوگ است.