الیکیواژهنامه آزادنام گیاه دریایی. نام قومی از طوایف یهود فامیل می باشد. اکثریت در گز برخوار اصفهان هستند.
پاویونواژهنامه آزاد(یُ) [ فر. ] ( اِ.) 1 - ساختمان مخصوص است قبال و پذیرایی از مهمانان رسمی بلندپایه در فرودگاه . 2 - محل استراحت پزشکان در بیمارستان ، سرایه ، کوشک . (فره ).
سعدونیواژهنامه آزاداز کلمه ی سعادت گرفته شده است که به معنیه خوشبختی است از کلمه ی سعدون گرفته شده است که به معنیه خوشبختی است
موزرمیواژهنامه آزادتیره ازطایفه ی اورک. دینارانی باب از ایل هفتلنگ بختیاری. که محل سکونتشان ایذه است
استرابواژهنامه آزادیک لغت با ریشه پارسی باستان به معنی ستاره ی آبها و منسوب به ستاره ی آناهید. ستاره آبها ، آباد و عمارت -منسوب به ایزدبانوی آبهای روان آناهید ستاره آب و آبادانی -
بداقیواژهنامه آزادنام طایفه ای بزرگ در بخش شراء شهرستان خنداب استان مرکزی نام طایفه ی بزرگ در بخش شراء شهرستان خنداب استان مرکزی می باشد که رسوم و رسومات بسیاز زیبا در مراسم عروس