ید طولاواژهنامه آزاددست درازتر، کنایه از تسلط بیشتر داشتن در کارها؛ طولا (طولی’) مونث صفت تفصیلی أطول در عربی به معنی طولانی تر، بنابراین به کار بردن "تر" و "ترین" با واژه طولا ناد
یدالهواژهنامه آزادیک نام است برای مردان واحتمالا درست آن یدالله باشد دوست خدا ( در متون مانوی ید را از ارامی به منعی دوست گرفته شده ) بانابراین یداله وفوق ایدیهم به معنی دوست خدا
یدالهواژهنامه آزادیک نام است برای مردان واحتمالا درست آن یدالله باشد دوست خدا ( در متون مانوی ید را از ارامی به منعی دوست گرفته شده ) بانابراین یداله وفوق ایدیهم به معنی دوست خدا
تریلرواژهنامه آزادنوعی یدک است که در پشت وسایل نقلیه بسته میشود که در اندازه کوچک و بزرگ وجود دارد نوعی یدک است که در پشت وسایل نقلیه بسته میشود که در اندازه کوچک و بزرگ وجود دار
جرینواژهنامه آزادجرین یعنی خان,یعنی آشوب,20لیتری بنزین,جرین یعنی جومونگ,هریرده گوردی جریننی یدی قدم چکیل دالا.
مشتقواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) برگرفته، واخَنِه. "مشتق گرفتن" به پارسی می شود "برگرفتن، واخَنیدَن". "واخَنیدَن" هست پیشوند "وا" و "خَن" (چشمه) و پسوند "یدَن