گسارندهواژهنامه آزادگساردن به معنی خوردن. می خوردن یا غم خوردن گسارنده یعنی خورنده. نوشنده گسار امر بگساردن است و ترکیب گسار با کلمات دیگر مثل غمگسار. باده گسار و می گسار
گیداریواژهنامه آزاداز گدر (توانستن) گرفته شده و روستای گیداری شادگان به دلیل توانایی زیاد طایفه ی آلبوخضیر این نام را به خود گرفته است. گیداری از کلمه گید (قید و بند) گرفته شده اس
گسارندهواژهنامه آزادگساردن به معنی خوردن. می خوردن یا غم خوردن گسارنده یعنی خورنده. نوشنده گسار امر بگساردن است و ترکیب گسار با کلمات دیگر مثل غمگسار. باده گسار و می گسار
گیداریواژهنامه آزاداز گدر (توانستن) گرفته شده و روستای گیداری شادگان به دلیل توانایی زیاد طایفه ی آلبوخضیر این نام را به خود گرفته است. گیداری از کلمه گید (قید و بند) گرفته شده اس
قار و قیرواژهنامه آزاد(گچساران) داد و بیداد، فریاد، صدای ناهنجار، سروصدا، بلند فریاد زدن، فریاد از عصبانیت.
ترک بلیچواژهنامه آزادنام منطقه قدیمی در گچساران قدیم واقع در شهرستان گچساران استان کهگیلویه و بویر احمد که در گذشته در آنجا مردم زندگی می کردند و به علت وجود حقره های نفتی مردم آنجا