گمالواژهنامه آزادسگ نر و درشت هیکل.این کلمه لکی است سگ یک کلمه کردی به معنی سگ نر از گَم به معنای گاز است در لری ، گمال به معنای گازگیر است و سگ را میگویند سگ
گمبولواژهنامه آزادبه دست بافته های کاموا ای که اغلب عشایر برای تزئین به سیاه چادر آویزان میکنند و بیشتر آنرا در جشن ها و مراسمات شادی میبینیم .
گنبلهواژهنامه آزادروستایی از دهستان خرمرود بخش مرکزی شهرستان تویسرکان استان همدان که در سال 94 آمار آن توسط مرکز بهداشت محل 325 نفر اعلام شد. تا مرکز شهرستان 28 کیلومتر فاصله دار
گمالواژهنامه آزادسگ نر و درشت هیکل.این کلمه لکی است سگ یک کلمه کردی به معنی سگ نر از گَم به معنای گاز است در لری ، گمال به معنای گازگیر است و سگ را میگویند سگ
گوگلهواژهنامه آزاد(غرب کشور، کرمانشاهی) گوگِله؛ چهار دست و پا رفتن کودک. لک ها به این عمل «گُمالکی» می گویند.