گلسینواژهنامه آزادنور ماه چیز پوچ و بی ارزش و پست. (به تپاله گوسفند که در دنبه میچسبد و همراه با شن و ماسه خشک است . در زبان محلی خراسانی به گله گوسفند گویند همراه با سنگ و ش
گلینوشواژهنامه آزادGalinush: گلینوش که از فرماندهان تحت امر رستم فرخزاد سپهسالار ایران بود، در نبرد قادسیه فرماندهی جلوداران را بر ضمه داشت.واژه گلینوش به معنای دارای عمر جاویدان
گلینوشواژهنامه آزادGalinush: گلینوش که از فرماندهان تحت امر رستم فرخزاد سپهسالار ایران بود، در نبرد قادسیه فرماندهی جلوداران را بر ضمه داشت.واژه گلینوش به معنای دارای عمر جاویدان
الیکاییواژهنامه آزادالیکایی نام ایل بزرگی است که درمناطق ورامین_گرمسار و فیروزکوه ساکنند این طایفه خود به زیرشاخه های متعددی ازقبیل شاه حسینی_قندالی_ گلینی_علیکاهی_قنبری_گیلوری_قشق
زگلوچهواژهنامه آزادیا زگلوجه نام روستایی واقع شده در استان آذربایجان شرقی، شهرستان بستان آباد، بخش تیکمه داش از دهستان اوجان شرقی است که با روستاهای قره چمن، جداقیه ، گلهین ، خشکن
ساریواژهنامه آزاداین کلمه به معنی زرد است و در ترکیب اسامی بعضی اشخاص و امکنه یا شئ هم به صورت صفت به کار رفته است؛ مانند:ساری آغل، ساری اجاق، ساری اقل، ساری اصلان و ساری گلین