گردانواژهنامه آزاددر ارتش استفاده می شود و که شمار سربازان آن بین 300 تا 1300 نفر می باشد و از 2 تا 6 گروهان تشکیل می شود.
گرجانواژهنامه آزادگرجان روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان اردبیل، بخش مرکزی، دهستان سَردابه قرار دارد.
گرگانجواژهنامه آزاد(ترکی اغؤزی) قؤرقؤنچ؛ مکانی با فراوانی نعمت. در فارسی به گرگانج تبدیل شده است. نام شهر فعلی گرگان هم دقیقاً برگرفته از همان نام قؤرقؤن است.
مرزنکلاتهواژهنامه آزادنام روستایی در استرآباد (گرگان) که در شرق آن و حدود 15 کیلومتری آن واقع و جمعیت آن حدود 2000 نفر است. بعضی آن را به معنی مرزبان کلاته هم می دانند.
دمواژهنامه آزادبه معنی سد کردن مانع شدن دم زدن در گرگان بمعنی بند زدن جلوی آب یا جلوی کار را گرفتن برای نفس گیری- دم بزن یعنی بایست ودرکارآبیاری یعنی جلوشو بند بزن سد کن
ماشبتیواژهنامه آزادنام خورشتی بسیار خوشمزه است وکاملا گیاهی که از سبزیجات جنگلی خوش عطر مثل انار ریجه "سلف"زوله"ونخود درمنطقه گرگان درست میشود