کومورواژهنامه آزادفارسی کرمانی. با ضم ک و م بر وزن واژه (شتر) خوانده می شود و به معنی کوتاه اما فرز است. صفتی است که برای انسان و سایر جانوران به کار می رود. انسان اگر با این واژ
کوورواژهنامه آزاد(بختیاری) نام دوشاخه چوب باریک که بر پوزه گوساله یا بزغاله می بندند که دیگر از پستان مادر شیر نخورند یا به اصطلاح آنها را از شیر بگیرند.