کوماسواژهنامه آزادنام طایفه ای است به همین اسم در دو روستای کوماس و مینه واقع در جنوب خرم آباد که نام خانوادگی این طایفه کوماس جودکی می باشد و در گویش محلی به طایفه کوماسی وند مع
کومالارواژهنامه آزاد(ترکی) نام منطقه ای از باغات روستای سیاهپوش از توابع قزوین است؛ به معنی تجمع درختان (در اینجا منظور درختان زیتون) است. kumalar؛ به معنی تجمع و انباشت درختان در
کوماسواژهنامه آزادنام طایفه ای است به همین اسم در دو روستای کوماس و مینه واقع در جنوب خرم آباد که نام خانوادگی این طایفه کوماس جودکی می باشد و در گویش محلی به طایفه کوماسی وند مع
کوماژدونواژهنامه آزاد(اراکی، فراهانی) می تواند نام دیگر قابلمه باشد. نوعی دیگ؛ کماجدان. اهالی فراهان و به ویژه اراک از این واژه زیاد استفاده می کنند.
کماچهواژهنامه آزاد( اسم ) 1 - نانک شیرین که از آرد گندم و غیر آن و شکر پزند. 2 - تخته ای باشد گرد و میان سوراخ که بر سر ستون خیمه محکم کنند و چادر خیمه را بر روی آن کشند ( و آن ش
کنهواژهنامه آزادکُنه روسری مستطیل شکل زنان یاسوجی کَنِه ( kane): در معنای علمی و بیولوژیک: کَنه ها از جانوران کوچک انگلی هستند. کنه ها بندپا هستند و از نظر علمی به دو گروه کنه