کورگهواژهنامه آزادکَوُرگِه؛ بزرگترین زنگی که بر گردن شتر می آویختند و صدای بلندش از دورها به گوش می رسید.
کورته کنهواژهنامه آزاد(میمه ای) کورته کَنه (کور - ته - کَ- نه) چهار بخش است؛ جوجه تیغی. (میمه ای) کورته کَنه (کور - ته - کَ- نه) چهار بخش است؛ جوجه تیغی.
هافی کورهواژهنامه آزاد(اصفهان، روستای هاردنگ) مفت خور شکم پرست پررو؛ کسی که نمی داند غذا را چطوری بخورد و در دهانش بگذارد.
کورته کنهواژهنامه آزاد(میمه ای) کورته کَنه (کور - ته - کَ- نه) چهار بخش است؛ جوجه تیغی. (میمه ای) کورته کَنه (کور - ته - کَ- نه) چهار بخش است؛ جوجه تیغی.
شیروانواژهنامه آزادنام شهری در خراسان شمالیست(در زمان حکومت صفویه ایلاتی از کوردهای جنگجو برای مقابله با حجوم ازبکها به مرزهای شمال شرق ایران، از نواحی غربی ایران به این منطقه کوچ
قرمز درآرواژهنامه آزادقرمزدَرآر؛ کسی که آجرهای پخته را، که کمترین فاصله را با آتش کورۀ آجرپزی دارند، از کوره در می آورد.