کندلوواژهنامه آزادنوعی هیزم کوچک که آب سیل با خود می آورده ومردم آن را برای پخت و پز جمع آوری می کردند
خان کندیواژهنامه آزادخان کندی یکی از روستاهای استان اردبیل است که در بخش مرکزی شهرستان گرمی در مرز ایران و جمهوری آذربایجان واقع شده است. روستای خان کندی در عرض جغرافیایی ۳۸٫۵۵ درجه
قرکانلوواژهنامه آزادگار کندی یا به زبان فارسی که جایی را که برف زیادی دارد (به خاطر زیاد باریدن برف در این جا).
آرنجواژهنامه آزادکه به آن کنجیل گفته میشه و کنگ هم میگیم به مثال کنجیل بزن به زمین یا کنگ بزن منظور همون آرنج زدن به زمین و لم دادن روی بالشت هست
فطرسواژهنامه آزادنام فرشته ای که به دلیل کندی در اجرای دستور الهی و یا ترک اولی در جزیره ای به عنوان جریمه و مجازات بدون بال و پر به مدت هفتصد سال زندانی شد تا اینکه در روز ولاد