کلوواژهنامه آزاد(کُلُّو) ملخ، تخم کلو کُرَکه تخم کُرَک مَشک دِرَکه (شعر عامیانه در مورد ملخ) مشک درک خشرهای بالدار از خانواده ملخها که به آن جراده هم میگویند. کِلو در زبان ع
کلوئیرواژهنامه آزادکِلوِئیر-مشکی که در آن کره نگهداری می کنند.این مشک ویژه، به خودی خود توانایی نگهداری کره تا چندین سال را دارد.
کلوئیرواژهنامه آزادکِلوِئیر-مشکی که در آن کره نگهداری می کنند.این مشک ویژه، به خودی خود توانایی نگهداری کره تا چندین سال را دارد.
کلوتواژهنامه آزادکلوت از ترکیب واژۀ کل، به معنی آبادی، و لوت که نام بیابان معروف ایران زمین است تشکیل می شود. کلوت به کوه های شنی گفته می شود . || نام یکی از روستاهای مشهد.
سپاسی کلامواژهنامه آزادسپاسی کلام،یا ساسی کلوم،قبیله بزرگ از نژاد مردمان تبرستان که محل زندگیشان در مازندران است که در زمانه های پیشین شامل سی روستا بوده که امروزه شامل هفت روستا است،