کلاگرواژهنامه آزادکلاگر با کسره ک و گ در گویش تبری (مازنی) ساخته شده از دو جزء «کلا» به معنای محله و آبادی و آباد و پسوند «گر» به معنای کننده است که در کنار هم معنای آباد کننده ر
کلاریواژهنامه آزادنام قله ای در علی آباد کتول،دهانه محمد آباد و ضلع شمال شرقی روستای ییلاقی سیاه مرز کوه که آثار قلعه ای قدیمی در قله موجود می باشد.
منقارپیواژهنامه آزادمُ پِ منقارپی:نام یکی از روستاهای شهرستان فریدون کنار مازندران و در منطقه باریک رود این شهرستان می باشد. صورت صحیح منقارپی، مونگارپه یا همان مونگارپی می باشد.
ازوجیواژهنامه آزادمنسوب به ازو. دارندۀ سرزمین ازو. ازو نام منطقه ای از کلاردشت است (که اکنون در کلاردشت هم به فتح الف و هم به کسر آن تلفظ می شود). حرف «ج» در این سرزمین پسوند نسب
بختگانواژهنامه آزادبختگان . [ ب َ ] (اِخ ) دریاچه ای در فارس، به طول قریب 80 هزارگز و محیط آن گاهی به 240 هزارگز بالغ شود. رود کر بدین دریاچه می ریزد و چند جزیره ٔ کوچک دارد. دریا