کلاویزواژهنامه آزادباهم در گیر شدن، بر روی هم زدن، بهم چسپیدن. دیدم دو گنجشک باهم کلاویز شدند و گربه یی هردو را بلعید
کلاسیرواژهنامه آزادنوعی گیاه است هم خانواده سیر دارای طبع گرم است .این گیاه را خشک کرده ودر خمیر نان میریزند لازم به ذکر است این گیاه بومی بوی بسیار تندی دارد.
کلادیوس بطلمیوسواژهنامه آزادمنجم معروف یونای و عالم جغرافیا ( و . صعید مصر - ف. حدود 167 م . ) [ مجسطی ] و [ آثار البلاد ] از اوست وی معتقد بود که کره زمین ثابت است و در مرکز عالم قرار دار
کلاریواژهنامه آزادنام قله ای در علی آباد کتول،دهانه محمد آباد و ضلع شمال شرقی روستای ییلاقی سیاه مرز کوه که آثار قلعه ای قدیمی در قله موجود می باشد.
کاویدنواژهنامه آزاداین واژ در گویش عامیانۀ مردم تا جکستان به معنی انجام دادن عمل جنسی نیز به کار می رود
کلاویزواژهنامه آزادباهم در گیر شدن، بر روی هم زدن، بهم چسپیدن. دیدم دو گنجشک باهم کلاویز شدند و گربه یی هردو را بلعید
زیر سوال بردنواژهنامه آزادکاویدن درون خود. تلاش برای شناسایی افکار و عواطف و احساسات خود از طریق زیر سوال بردن آنها و سعی در یافتن دلیل منطقی برای آنها
کوتاه کلاسیکواژهنامه آزادشعری کوتاه اما موزون و دارای معنی و مفهوم بلند. شعر کوتاه کلاسیک امروز ممکن است در قالب رباعی، دوبیتی، تک بیت و حتی کوتاه تر از آن سروده شود.
مشعل گیتی فروزواژهنامه آزادمشعل گیتی فروز در مخزن الاسرار و بیشتر شعر کلاسیک فارسی، استعارۀ مصرحه ای است از خورشید. البته استعارۀ مصرحۀ مجرده، زیرا ملائمات مشبه را (فروزندۀ گیتی) آورده اس