کارآفرینواژهنامه آزادکسی که با شناسایی فرصت و بسیج منابع اقدام به راه اندازی یک کسب و کار جدید می نماید.
کار واشواژهنامه آزادشست وشوی ماشین . محلی که در آن ماشین میشویند. از واژه ی انگلیسی car wash گرفته شده است
کارآماواژهنامه آزاداین واژۀ مرکب از دو بخش کار و آما پدید آمده؛ به معنی کسی که کار را آماده می کند. در تقابل با کارفرما.
دارالحربواژهنامه آزاددار الحرب به سرزمینی گفته می شود که کافران در آن سکونت دارند و احکام کفر در آن جا نافذ و جاری است. [۱] مقابل آن دار الاسلام قرار دارد.
کارآفرینواژهنامه آزادکسی که با شناسایی فرصت و بسیج منابع اقدام به راه اندازی یک کسب و کار جدید می نماید.
اپلیکیشنواژهنامه آزادکارافزار- نرم افزار کاربردی -برنامه کامپیوتری که برای کاربری در گوشی های هوشمند تلفن همراه کاربرد دارد اپلیکیشن" یا به اختصار App بیشتر از لغت "نرم افزار" جا ا