کتواژهنامه آزادکت:ضمه روی کاف و ت ساکن- به معنی سوراخ = شکاف-درز (بخش خفر، جهرم، استان فارس) کُت یا کُته، ریشه، بنیان و خانه. (بخش خفر، جهرم، استان فارس) کُت یا کُته، ریشه، بن
کسوهواژهنامه آزاددر لغت:به کسر و ضم کاف و سکون سین و فتح واو از ریشه "کسو" به معنای لباس و پوشاک است. در فقه:به هر آنچه که مایه پوشش عرفی بدن فرد به گونه ای باشد که امکان رویت آ
کورواژهنامه آزادروشندل (کردی گروسی و پارسی پیشین) (ک َو َر) با زبر کاف و واو؛ تره. البته چون از همان خانواده است، این نام را بر آن گذاشته اند، وگرنه در اصل، تره نوعی سبزی است ک