42 مدخل
شغال
(لری بروجردی) چَل کاشتن؛ اصرار کردن.
کاشت دندان، عضو مصنوعی کاشتنی
(کاشی؛ عامیانه) اُلور؛ حبوبات.
(کاشمر) چوبی که با آن تنور را تمیز می کردند.
کاشف الکل.