کارآفرینواژهنامه آزادکسی که با شناسایی فرصت و بسیج منابع اقدام به راه اندازی یک کسب و کار جدید می نماید.
کارآفرینیواژهنامه آزاد(اقتصاد) فرآیند راه اندازی کسب و کاری که با یک ایدۀ نو و از صفر شروع می شود و به مرحلۀ اجرایی و بعد به سوددهی می رسد. معادل Entrepreneurship در انگلیسی.
پس پسا / pas-psaواژهنامه آزادوارونه / برعکس / معکوس / نادرست / کَژ . (مثال:پَس پسا کاران= کارهایی که غلط و نادرست انجام می شوند)
اسرافکارانهواژهنامه آزادکاری که با اسراف کردن همراه باشد. این واژه که در چند کتاب دیده شده است صورت نوشتاری اشتباه واژه اسراف کارانه است.
اپلیکیشنواژهنامه آزادکارافزار- نرم افزار کاربردی -برنامه کامپیوتری که برای کاربری در گوشی های هوشمند تلفن همراه کاربرد دارد اپلیکیشن" یا به اختصار App بیشتر از لغت "نرم افزار" جا ا
خمیرگیرواژهنامه آزاددستگاهی صنعتی که کار آن به عمل آوردن خمیر های نانوایی و قنادی است. نام دستگاهی که عملیات ورز دادن خمیر را انجام می دهد.