صعوهواژهنامه آزادپرنده ای کوچک به اندازه ی گنجشک با سینه ای سرخ رنگ که در ادب فارسی نماد ناتوانی و ضعیفی است .«شارک، چو موذّن به سحر ، حلق گشاده / آن ژولک و آن صعوه از آن داده ا
پتخ پوواژهنامه آزاد(گنابادی) پِتِخْ پو؛ به هم ریختگی موها، سیخ بودن موها، نامرتب بودن مو، آشفتگی و ژولیدگی مو.
ثائرواژهنامه آزاد[ ءِ ] (ع ص ، اِ) نعت فاعلی از ثور و ثوران. || کینه کشنده ٔ دوست یا خویشاوند. کینه خواهی که آرام نگیرد تا قصاص نیابد. کینه کشنده . قصاص کننده . || خشم . غضب . ی