چیداواژهنامه آزادمعادل چو دا در زبان لری به معنی مثل مادر (chida)شبیه مادر،مادرانه شبیه مادر،مادرانه
چیدمواژهنامه آزادنام نوعی سبزی که ریشه و ساقه آن خوراکی است و در کوهستان های اطراف زنجان رشد می کند.
محاقلهواژهنامه آزادشهید اول:میوه ی چیده شده محاقله: [در اصطلاح فقه] فروختن گندم در خوشه که هنوز برداشت نشده به مقداراز گندم
شخیهواژهنامه آزادترک خوردن، به انارهایی که قبل از چیده شدن از درخت انار ترک بخورند «انار شِخییَه» گویند. این اصطلاح برای خربزه ترک خورده نیز بکار می رود(البته باید قبل از جدا شد
سجوقواژهنامه آزادنوعی شیرینی. باسلُق را، به جای چیدن بر روی نخ، گرد می کنند و داخلش مغز گردو می گذارند و در ظروف سفالی می چینند تا شکرک بیاورد؛ این نوع باسلُق را سجوق می نامند.