چپکیواژهنامه آزادمعکوس ــ متضاد ــ ناآشنا ــ نامأنوس ــ برخلاف عرف و آداب و رسوم یک جامعه و یا یک محیط (مکان) ـ برعکس ــ نادرست ـ بی راهه
چپتواژهنامه آزاد{چَپَت} وسیله ای که از آن برای بافتن نوعی ریسمان (شیردَنگ) استفاده می شود چپت؛ چَ پَ ت (فارسی دری):نوعی کفش چرمی که با بندی از همان جنس به پشت پا بسته می شود.
چپتواژهنامه آزاد{چَپَت} وسیله ای که از آن برای بافتن نوعی ریسمان (شیردَنگ) استفاده می شود چپت؛ چَ پَ ت (فارسی دری):نوعی کفش چرمی که با بندی از همان جنس به پشت پا بسته می شود.