22 مدخل
در زبان لکی به معنی چوبی است که عشایر با آن خیمه ی خود را مهار می کردند.
(چُ) (دَ). مدفوع (معمولا سفت و خشک)
چقدر
پنج زدن.
(گنابادی) چُنگ؛ نوک پرندگان، منقار. || نوک و قلۀ کوه.
چنگال پشت پای بعضی از مرغان
چَنگار
به چنگ آوردن، گرفتن.
شَبِیی (shabeii) یعنی کسی که زیاد ادعا میکند ولی چیزی در چنته ندارد.