پیش خوانیواژهنامه آزاددر استان خراسان رضوی و جنوبی، پیش خوانی به دو معنا استعمال می شود؛ یکی خواندن قصیده ای بلند با مضمون مدح اهل بیت و وعظ و اعتبارجویی از کار دنیا، در شبهای ماه مح
پیش بینیواژهنامه آزادیش بینی (forecast) به معنی تعیین مقدار یک متغیر برای زمانی در آینده است. در این صورت، پیش بینی در قلمرو زمان انجام می شود.
پیش یابیواژهنامه آزادپیش یابی (diagnostic) به معنی تعیین مقدار یک متغیر جوی از روی متغیر یا متغیرهای جوی دیگر جوی است مانند این که تاوایی را از روی بردار باد به دست آورید. در این صو
قلوانیواژهنامه آزادپیش قراول جلودار لشکر یا دسته گروه نوک پیکان نگهبان قلعه پادزهر از یک نوع گیاه بیابانی طایفه ای در قطیف شبه جزیره عربستان
پیشگامواژهنامه آزاداسم مرکب ، ( پیش + گام ) پیشرو ، پیش قراول ، متقدمان در کار و یا عملی ، و... چیزی یا شخصی که پیشرو است.
پیشقدمواژهنامه آزاد(گنابادی) پِیشْقِدَمْ؛ پیشرو، جلودار، پرچم دار، پیش قراول، پیشاهنگ. || مؤسس، مخترع، مکتشف. || واسطۀ امر خیر، واسطۀ خواستگاری و ازدواج.