پروپاگانداواژهنامه آزادتبلیغ، تبلیغات، رواج دادن ایده، گسترانیدن اندیشه، اندیشه ورزی، اندیشه زایی، اندیش آوری یا اندیشه آوری، نوپروری اندیشه، گسترش اندیشه، راه و روشی که به آگاهی همگا
پروازهواژهنامه آزادطعامی که در سفر یا گردش یا شکار با خود بر دارند. آتشی که پیش پایعروسو داماد روشن کنند، به معنی زرورق هم گفته می شود.
پروادواژهنامه آزادبه معنی " ترخیص کردن " , منظور ترخیص کالا است , در زمان جاده ابریشم کسانی که میخواستند از چین به اروپا کالایی را ببرند و یا از اروپا به چین , باید در مسیر جاده
پروادواژهنامه آزادبه معنی " ترخیص کردن " , منظور ترخیص کالا است , در زمان جاده ابریشم کسانی که میخواستند از چین به اروپا کالایی را ببرند و یا از اروپا به چین , باید در مسیر جاده