پارسانواژهنامه آزادپارسا + ن = پارسایان = پارساها = پارسان. پاکان - پاکدامنان - پارسایان و درست کرداران - مردمانی که راستی و درستی برگزیده اند -ر جوع به پارس.
پارسوواژهنامه آزادبرخی اعتقاد دارند که مگا و آموگا یعنی قایقرانان و پارسو نیز معنی قایقران میدهد و شاید نام دریای پارس نیز به کلمه پارسو مرتبط باشد. پارسو:سرزمین پارت = خراسان،
اینکونابولاواژهنامه آزاداینکونابولا از کلمه لاتین “cunae” به معنای گهواره گرفته شده است و نشان دهنده ی کتابهایی است که از زمان اختراع چاپ تا قبل از استفاده از loose type به چاپ رسیده ا
پارسانواژهنامه آزادپارسا + ن = پارسایان = پارساها = پارسان. پاکان - پاکدامنان - پارسایان و درست کرداران - مردمانی که راستی و درستی برگزیده اند -ر جوع به پارس.
پارسوواژهنامه آزادبرخی اعتقاد دارند که مگا و آموگا یعنی قایقرانان و پارسو نیز معنی قایقران میدهد و شاید نام دریای پارس نیز به کلمه پارسو مرتبط باشد. پارسو:سرزمین پارت = خراسان،
پارس آبادواژهنامه آزادبزرگ ترین شهر دشت مغان یا منطقه ی مغان در آذربایجان است. این شهر در مرز کشورهای جمهوری آدربایجان و ارمنستان قرار گرفته است. پارس آباد را قطب اقتصادی استان اردبی