پارسانواژهنامه آزادپارسا + ن = پارسایان = پارساها = پارسان. پاکان - پاکدامنان - پارسایان و درست کرداران - مردمانی که راستی و درستی برگزیده اند -ر جوع به پارس.
غولواژهنامه آزاد(اِ. ع.) ۱-موجودی درشت هیکل و اغلب افسانه ای و ترسناک ۲-[مجاز] آنکه در رقابتی یا زمینه ای از دیگران بسیار برتر باشد؛ مثلا شرکت های پرفروش را «غول اقتصاد» می گوی
ضریبواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) پیشتا. از ریشۀ "تاییدن" به چَمِ (معنیِ) "ضرب کردن". در اِنگارِش (ریاضی) شماره ای است که پیش از شمارۀ دیگر بیاید تا در آن بتای
فاکتور گرفتنواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) تا گرفتن، تای گرفتن. از ریشۀ "تاییدن" به چَمِ (معنیِ) "ضرب کردن".
فاکتورگیریواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) تاگیری، تایگیری. از ریشۀ "تاییدن" به چَمِ (معنیِ) "ضرب کردن".