پارمیسواژهنامه آزادبهشت كوچك، دختر برديا، زن داريوش بهشت کوچک نام دختر بردیا برادر کمبوجیه - معنی آن جدا شده از بهشت - تکه ای از بهشت به معنای یکتا و یگانه دختر پاک دامن، عروس با
پهپادواژهنامه آزاد(پَ) این واژه مخفف (پرنده هدایت پذیر از دور ) میباشد و در اصطلاح به هواپیماهای بی سرنشین نظامی و یا هم تحقیقاتی گفته می شود که به منظور منهدم کردن هدفهای نظامی
ضریبواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) پیشتا. از ریشۀ "تاییدن" به چَمِ (معنیِ) "ضرب کردن". در اِنگارِش (ریاضی) شماره ای است که پیش از شمارۀ دیگر بیاید تا در آن بتای
فاکتور گرفتنواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) تا گرفتن، تای گرفتن. از ریشۀ "تاییدن" به چَمِ (معنیِ) "ضرب کردن".
فاکتورگیریواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) تاگیری، تایگیری. از ریشۀ "تاییدن" به چَمِ (معنیِ) "ضرب کردن".