انعزالواژهنامه آزادزوال خود به خود صفت نمایندگی در امور عمومی (مانند وزارت) یا خصوصی مانند قیمومت و وکالت و غیره.
تسخیریواژهنامه آزادمسخرشده، مکلف شده، تکلیف شده مانند وکیل تسخیری وکیلی که بی مزد تکلیف به کار وکالت کردن می شود. یا وکیل مکلف
تجگواژهنامه آزاداین واژه در زبان محلی برخی شهرها و روستاهای خراسان جنوبی ازجمله بشرویه و رقه مصطلح است و به خربزۀ نارس و کال گفته می شود.