وروروواژهنامه آزاد(اصفهان، سده لنجان) وِروِرو؛ واژۀ تحقیرآمیزی است که به شخص خیلی پرحرف گفته می شود. تقریباً برابر با زِرزِرو. (ور به معنای حرف و تقریباً برابر با زِرّ است.)
ورور جادوواژهنامه آزاد(اصفهان، سده لنجان) وِروِر جادو؛ کسی که تندتند حرف بزند به طوری که مفهوم نباشد. (شاید این واژه از این جا می آید که جادوگران ذکرهای خود را تند و سریع می گویند طو
وروروواژهنامه آزاد(اصفهان، سده لنجان) وِروِرو؛ واژۀ تحقیرآمیزی است که به شخص خیلی پرحرف گفته می شود. تقریباً برابر با زِرزِرو. (ور به معنای حرف و تقریباً برابر با زِرّ است.)
ورور جادوواژهنامه آزاد(اصفهان، سده لنجان) وِروِر جادو؛ کسی که تندتند حرف بزند به طوری که مفهوم نباشد. (شاید این واژه از این جا می آید که جادوگران ذکرهای خود را تند و سریع می گویند طو
گلیوواژهنامه آزاددره ای در بخش طغرالجرد شهرستان کوهبنان استان کرمان که اهالی آن بیشتر احشام سقط شدۀ خود را دراین دره می ریزند وکوره های دست کار گچ پزی دراین دره واقع است.
سپاسی کلامواژهنامه آزادسپاسی کلام،یا ساسی کلوم،قبیله بزرگ از نژاد مردمان تبرستان که محل زندگیشان در مازندران است که در زمانه های پیشین شامل سی روستا بوده که امروزه شامل هفت روستا است،