وجه تسمیهواژهنامه آزادوَجهِ تَسمیه. آن صورتی که (آن وجهی که) شخصی یا چیزی نام برده می شود یا به آن معروف است. دلیل نام گذاری یا تاریخچه بعضی از کلمات یا عبارات.
وجه التزامواژهنامه آزادمبلغی است که متعاقدین در حین انعقاد عقد به موجب توافق به عنوان میزان خسارت (مادی یا معنوی) محتمل الوقوع ناشی از عدم اجرای تعهد یا ناشی از تاخیر در اجرای تعهد پی
فریازانواژهنامه آزادیکی از وجه تسمیه های فریازان به این قرار است:در زمان ایران باستان هرگاه میخواستند کلمات را قدرت ببخشند وآنرا اهورایی ومقدس کنند از واژه (( فر )) در ابتدای کلمات
صمصامیواژهنامه آزادیکی از بزرگترین طوایف شهرستان دشتستان استان بوشهر . وجه تسمیه نام صمصامی منصوب شده به شمشیر صمصام است.
هونستانواژهنامه آزادهونستان تحریف شده یونستان است .هنوز پیر زنان وپیرمردان قدیمی یونستان می گویند وجه تسمیه آن زندگی طایفه های اسکندریون-تیموریون وقاسمیون یا اسکندری ها یا اسکندریا
کرچیانواژهنامه آزادروستائی از توابع شهرستان ازنا در استان زیبای لرستان که سرمای زمستانش معرف و شاید وجه تسمیه اش برگرفته از همین ویژگی باشد با توجه به نقل قول از بزرگان و سرمای مع
بلخابواژهنامه آزادنام شهرستانی در استان سرپل در شمال افغانستان. وجه تسمیه بلخاب بخاطر تامین آب شهر بلخ است که بلخاب می گویند یعنی محلی که آب بلخ از آنجا تامین می شود.