هوموکواژهنامه آزادهوموک در واقع همان واژه "هوم"است که در منطقه بلوچستان سرح به آن "هوموک "گفته می شودوبه معنای گیاهی است که در رنگرزی مورد استفاده قرار می گیرد و در این منطقه با
هوموکواژهنامه آزادهوموک در واقع همان واژه "هوم"است که در منطقه بلوچستان سرح به آن "هوموک "گفته می شودوبه معنای گیاهی است که در رنگرزی مورد استفاده قرار می گیرد و در این منطقه با
هموفوبیاواژهنامه آزادهوموفوبیا (از ترکیب واژه های یونان باستان هوموس:خود و همسان و فوبوس:ترس و وحشت)، که با نام همجنسگراهراسی، همجنسگراگریزی، و همجنسگراستیزی نیز شناخته می شود، دامن
هومیناواژهنامه آزاداندیشه پاک - ذات و گوهر نیک مونث هومن پندار نیک، در دین زرتشت. نامی است برای دختران. مقرب ترین امشاسپند در دین زرتشت؛ معادل هومن و بهمن.
غار همیانواژهنامه آزادغار هومیان، نام غار ماقبل تاریخی در شمال کوهدشت در استان لرستان، که نقش های صخره ای بی همتایی دارد.