سگواژهنامه آزادس ُ گ(در گویش دماوندی):خُل (آب بینی بویژه هنگامی که روان باشد)، به کسی هم که اینگونه باشد میگویند سُگِن همانند خُلِن «سگ شدن» کنایه از بداخلاق شدن و تنگ شدن خُل
سینوپتیکواژهنامه آزادهمدید، هم نظر، هم نوا. در اصطلاح ایستگاه های اصلی هواشناسی وابسته به سازمان هواشناسی را گویند. در این ایستگاه ها آمار دما، بارندگی، نم نسبی، باد، تبخیر و سایر م
فولگوریتواژهنامه آزادزمانی که آذرخش به ماسه حاوی کوارتز یا سلیکا برخورد می کند ،دما به سادگی می توانداز 1800درجه سانتیگراد هم بالا تر برود ودانه های ماسه را آب کند .این دانه ها ترکی
چرچرواژهنامه آزادچُرچُر= ریزش اندک آب. همچنین چُر:اَ لوله یِه چُری اُ میا» از لوله آب بسیار کمی می آید. کلمات هم خانواده:چُرَّه= سرازیر شدن مایعات و غیره را گویند. «دماغش چُرَّه