روپرتواژهنامه آزاددر کودکی یک بازی به این نام داشتیم. یک مستطیل خیلی بزرگ می کشیدیم. این مستطیل به چندخانه تقسیم می شد. هر خانه از هم با یک راه جدا می شد. و نگهبان در آن راه می ا
لامردونواژهنامه آزادمهمانسرا - جایی که از واردین به ایل خانه یا قبیله پذیرایی می شود - معادل مضیف در زبان عربی - از جنس خانه مسقف یا چادر عشایری - واژه ای لری بختیاری . در واقع مهم
خلنگواژهنامه آزاددر گویش محلی مناطق زاگرس نهاوند باغچه ی کوچکی را می گفتند که در درون خانه های سنتی وجود داشت خِرنگ هم می گفتند علف جارو
اینتر نتواژهنامه آزاداینترنت نام شبکه ای است که در آن میلیونها کامپیوتر از سراسر جهان به هم متصل شده اند. این کامپیوترها یا برای شرکت های بزرگ می باشند که تنها برنامه نویسان قادربه