هواریواژهنامه آزادنوعی غذای محلی که با ماهی بویژه با ماهی هوور و با برنج پخته می شود تقریبا معادل استامبولی با گوشت ماهی است
هماریاواژهنامه آزاد(لری بختیاری) هُمار (Homar) هموار؛ جمع آن، هُماریا (Homariya) به معنی همواری هاست. || همچنین نام منطقه ای نسبتاً هموار در شمال غربی روستای باباپیر در دامنه های
انجمن همکاری خانه و مدرسهواژهنامه آزادانجمن همکاری خانه و مدرسه لغت نامه دهخدا انجمن همکاری خانه و مدرسه. [ اَ ج ُ م َ ن ِ هََ ی ِ ن َ/ ن ِ وُ م َ رَ / رِ س َ / س ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) انجمن
همارواژهنامه آزادهمار درزبان محلی استان کهگیلویه وبویراحمد ب معنی یواش وارام می باشد (لری) هُمار (Homar) به معنی هموار است و جمع آن هُماریا (Homariya) به معنی همواری هاست. همچنی
هماریاواژهنامه آزاد(لری بختیاری) هُمار (Homar) هموار؛ جمع آن، هُماریا (Homariya) به معنی همواری هاست. || همچنین نام منطقه ای نسبتاً هموار در شمال غربی روستای باباپیر در دامنه های