هماریاواژهنامه آزاد(لری بختیاری) هُمار (Homar) هموار؛ جمع آن، هُماریا (Homariya) به معنی همواری هاست. || همچنین نام منطقه ای نسبتاً هموار در شمال غربی روستای باباپیر در دامنه های
خارسوواژهنامه آزادخواست رو = مادرزن. ( خاسرو ) کسی که روی مرا زمین نیانداخت ومرا به همسری دخترش پذیزفت
امیتیسواژهنامه آزادآمیتیس در زبان پارسی باستان به معنی گل سرخ است. آمیتیس، دختر هووخشتره شاه ماد بود. هووخشتره برای استوارسازی اتحاد خود با نَبوپَلَّسَر شاه بابـل دختر خود آمیتیس
آمیتیسواژهنامه آزاددختر هوخشتره خواهرزن کوروش آمیتیس در زبان پارسی باستان به معنی گل سرخ است. آمیتیس، دختر هووخشتره شاه ماد بود. هووخشتره برای استوارسازی اتحاد خود با نَبوپَلَّسَر
تیداواژهنامه آزاد(تی در پهلوی به معنی خورشید، فروغ، درخشنده + دا = زاده) روی هم به معنای زاده و آفریدۀ درخشان. آمی تیدا نام دختر اصیل ایرانی است؛ دختر استیاگ پادشاه ماد، که به ه
خاسروواژهنامه آزادخواست رو = مادر زن .... ( خاسرو ) کسی که روی خواستگار را زمین نمی اندازد و ایشان را به همسری دخترش می پزیرد.