هماریاواژهنامه آزاد(لری بختیاری) هُمار (Homar) هموار؛ جمع آن، هُماریا (Homariya) به معنی همواری هاست. || همچنین نام منطقه ای نسبتاً هموار در شمال غربی روستای باباپیر در دامنه های
همبروواژهنامه آزاددهی است از دهستان بالای شهر مرودشت دراستان فارس که ١٨٠ تن سکنه دارد. اب آن از قنات و محصول عمده اش غله و خشکبار است. (مرودشت) همبرگر؛ نوعی غذای گوشتی گرد و بزر
هماریاواژهنامه آزاد(لری بختیاری) هُمار (Homar) هموار؛ جمع آن، هُماریا (Homariya) به معنی همواری هاست. || همچنین نام منطقه ای نسبتاً هموار در شمال غربی روستای باباپیر در دامنه های
همبروواژهنامه آزاددهی است از دهستان بالای شهر مرودشت دراستان فارس که ١٨٠ تن سکنه دارد. اب آن از قنات و محصول عمده اش غله و خشکبار است. (مرودشت) همبرگر؛ نوعی غذای گوشتی گرد و بزر
نقطهواژهنامه آزادپنده (پِندِه). آن با point در زبانهای اروپایی همریشه است. برای نمونه، نقطه، خط و صفحه در هندسه به پارسی می شوند پنده، خد و رویه. بروید به دهخدا - پنده