قنجواژهنامه آزادقِنج= نیش، هر چیز نوک تیز خار مانند:«قِنجِ گاردیم دردِش کَمَه اَما زهرش ناکارَه» نیش گاردیم(نوعی عقرب زرد در شوشتر که موقع راه رفتن دم خود را روی زمین می کشد) د
فضولیواژهنامه آزادتو فضولی؟ در محاوره، به معنی:به تو ربطی نداره؛ در کاری که به تو مربوط نیست، دخالت نکن.