نوسانواژهنامه آزادبه پارسی می شود "نوش" که چون "جهش" خوانده می شود. "نوسان کردن" به پارسی می شود "نویدن" که چون "دویدن" خوانده و گردانده می شود. "به نوسان درآوردن" به پارسی می شو
oscillateواژهنامه آزادنویدن، نواندن. "نوسان کردن" به پارسی می شود "نویدن" که چون "دویدن" خوانده و گردانده می شود. "به نوسان درآوردن" به پارسی می شود "نواندن".
هژانواژهنامه آزادهَژان ، مترادف با هَژین،راژان ، به معنی جنبش به هر طرف ، تکان خوردن ، نوسان ، ارزش، حرکت،
oscilloscopeواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) نَوِشنَما. از ریشۀ "نَویدَن" به چَمِ "نوسان کردن".