چپکیواژهنامه آزادمعکوس ــ متضاد ــ ناآشنا ــ نامأنوس ــ برخلاف عرف و آداب و رسوم یک جامعه و یا یک محیط (مکان) ـ برعکس ــ نادرست ـ بی راهه
ماس ماسکواژهنامه آزادهر چیزی که اسمش را ندانیم. ماسماسک همان Moscow made است که آذری ها نیز به آن مازگامت گویند. وسایل ساخت مسکو، که ایرانیها اسمشان را نمی دانستند، موسکومید نامیده
چیواژهنامه آزادchi:مثل.مانند پرسش عامیانه هنگام نفهمیدن یا ندانستن موضوعی (کازرون، فارس) چئ به معنی غذا در وعده های مختلف روزانه است.
آدسونواژهنامه آزاددانا مثال آدسون داند و پرسد چهل ستون نداند و نپرسد دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد