آلندرواژهنامه آزادمنطقه ای کوهستانی و باغی به معنای از سه طرف بسته(توسط کوه) واز یک طرف باز(دره یا رودخانه)
چوریواژهنامه آزادجوجه النگو جوجه مرغ (رک. فرهنگ دهخدا). (اصفهانی) جوجۀ مرغ (رک دهخدا). بیشتر به مزاح، و به ندرت برای تحقیر شخص نیز به کار می رود.
سطوهواژهنامه آزادحمله کننده نام روستایی در جنوبی ترین نقطۀ استان سمنان و در منتهی الیه جنوب غرب شهرستان شاهرود، در مسیر مواصلاتی به استان اصفهان. این روستا در 170 کیلومتری جنوب
سگنواژهنامه آزادسُ گ ِ ن(در گویش دماوندی):کسی که سُگ که همان خُل یا آب بینی است از بینی اش روان باشد.
گافیدنواژهنامه آزاد(گ ا ف ی د ن) در شاهنامۀ فردوسی، به معنی شکافتن یا پاره کردن است. این اصطلاح وقتی به کار می رفت که در جنگ ها کسی بدن دیگری را با شمشیر یا شیءِ تیز ببرد .