نینهواژهنامه آزادنِی نِی NEI NEI or NEY NEY:در گذشته نه چندان دور نی نی بوده و وجه تسمیۀ آن وجود و رویش نی های بلند در جوی های این دهکده بوده است.
احفادواژهنامه آزادفرزندان-نوه ها-نبیره ها -خدمت گذاران -زادگان -مفرد کلمه حفد مثال احفادالرسول=فرزندان پیامبر
سیلمیواژهنامه آزادپدر اسب، اسب نرینه، اسب نر با خصوصیات عالی و برتر که بتواند این خصوصیات عالی را به کره های خود منتقل کند.
کرواژهنامه آزاد(لری)[kor] پسر، فرزند نرینه. (بختیاری) پسر. کلمه ی "کر"با تلفظ "kor" به شکل (ک+علامت ضمه+ر) در زبان بختیاری به معنای "پسر" می باشد.برای مثال کر بختیاری. [koer]
ملچکاواژهنامه آزادپیمان. عهد. شاهد مثال:«سلطان... به عزمِ یورش دشت قبچاق تَواچیان را به طلبِ لشکرها فرستاد و از ایشان مُچلکا گرفتند که روی دل هیچ آفریده نبینند و لشکر به سانِ قد